Friday, May 20, 2011

ارمغان اسلام برای دنیا چه بود؟


ارمغان اسلام برای دنیا چه بود؟
گاهی می توان پاسخ خوب یا بد بودن یک پدیده را از اثرات ونتایجش بدست آورد!در بین 57 یا 58 کشور مسلمان کدام یک پیشرفته اند؟کدامیک از تمدنی غنی بهره می برند؟کدامیک فرهنگ وهنری پیشرو دارند؟کدامیک در ورزش سرآمدند ؟والخ؟

به جز ترکیه که دولتی لایک دارد (یعنی جدایی کامل دین از سیاست ) و اندکی جلو تر آمده دارای ظوابطی بر اساس قوانین اروپایی و عوامی با فرهنگ مدرن است و البته بزرگ مردی به نام آتا تورک که تاریخ کشور را از سیطره آخوندان اسلامی نجات داد!

ولی به جای پیشرفت وسعادت تا دلتان بخواهد اسلام بدبختی تلخ  کامی برای این مردمان ساده دل آورده!

همه مسلمان ها تروریست  نیستند اما همه تروریست ها مسلمانند!

اسلام تنها دینی است در جهان که ظرفیتی چنین شگرف برای رادیکال وتروریستی  شدن دارد!
ایران:(بسیج ،سپاه و..)جمهوری اسلامی ،مجاهدین خلق وفرقان و...
افغانستان:طالبان،القاعده
پاکستان:القاعده
عراق:القاعده،صدام
لیبی : قذافی
لبنان:حزب الله
سوریه:ثقفی ها ،بشار اسد
عربستان:خاندان آل سعود ،زیدی ها
و...

جالبترین نکته اینست که همه مسلمان گیتی  دنبال اسلام اصیلند اما همیشه خدا به تروریست و دیکتاتوری میرسند شاید این جمله را شنیده باشید اسلام آخوندی و اسلام ناب محمدی براستی راه های مختلف در اسلام به جواب هایی یکسان ختم نمی شوند!؟
بدبختی،تروریسم،دیکتاتوری،جهالت،فقر فرهنگی و...

دوستان اسلام فقط آیین اعراب است...محمد هم فقط پیامبر ام قری (مکه)




در آیات متعددی از قرآن مانند انعام 92 وشوری 7 تاکیده شده این آیین برای قومی ست محدود!در آیات بالا که صراحتا محمد فقط پیامبری با رسالت ام القری(مکه) خطاب شده بدیسان بود که در زمان حیات رسول هیچ کشور گشایی صورت نگرفت...و هنوز هم بسیاری از مفسران سنت گرا بر این باورند که فجایع دنیای اسلام امروز ناشی  از رعایت نکردن همین نکته ای که توسط الله  ذکر و توسط اعراب جاه طلب بادیه نشین  نادیده گرفته شده است. هموطن در قرآن هیچ آیه ای مبنی بر این که  دین اسلام  جهانی است و فرا تر از عربستان( بخوانید مکه) وجود ندارد!محمد هم مانند باقی پیمبران (عیسی، موسی و....) خود را رسول قومش می داند!

به همان اندازه که در قرآن مکی بر رسالت خاص محمد برای هدایت قوم مشرک عرب به یکتا پرستی تاکیده گذاشته است،براین که قرآن کتابی است که اصالتا برای قوم عرب فرستاده شده است در آیه هایی متعدد اشاره شده:
این قرآن را به زبان عربی بر تو نازل کردیم تا درک آن بر گویندگان این زبان آسان باشد.دخان،58
ومریم،97وفصلت،3ویوسف،3وزمر،28وطه113وزخرف،3انعام155تا 158 و...

جالب این که قرآن با تمام تند خویی هایش بر آزادی ادیان هم تاکید میکند:
برای هر قومی طریقتی وشریعتی جداگانه مقرر داشتیم تا اعضای آن طریقت آنرا رعایت کنند و با تو بر سر اجرای آن هیچ مجادله نیست!حج34و67




نکته ی دیگر بررسی کلمه مشرک است یا کسانی که برای خدا شریک قائل می شوند این حماقت فقط از اعراب بت پرست قابل پذیرش است و کلمه مشرکون همیشه آنان را مخاطب قرار میدهد. در واقع زرتشتیان ایران و مسیحیان روم یا یهودیان به هیچ وجه  مشرک محسوب نمی شوند.چون یکتا پرستند تا آنجا که من می دانم محمد حتی در رویایش هم نمی دید که روزی دینش این چنین پهناور شود ولو با زور قتل ،  تجاوز ، شکنجه،تغییر نژاد و نابودی فرهنگ باقی کشور ها!در زمان مرگش اسلام حتی  در عربستان هم کاملا فراگیر و پاگیر نشده بود ...حتی در زمان عُمّر هم ترس از حمله به ایران در بین اعراب بود حال ببینید چه بر سرمان آورد این آیین تازی!

علی در دنیای شیعه / علی در عالم واقعیت 1


علی در دنیای  شیعه  / علی در عالم واقعیت (1)

علی بن ابی طالب به گفته تاریخ مردی خشن، عصبی با احوالی صوفی گرایانه قامتی کوتاه وفربه چهره ای  ترسناک به خاطر جراحات حاصل از نبرد های بیشمار بوده  یار همیشه مومن محمد اما نه مومن ترین!
 از اولین پیروان دین اسلام وی را خواسته یا نا خواسته بنیان گذار مذهبی اقلیتی و تند رو به نام شیعه میدانند.
 مردی که سرعت حرکت دستش تا در آوردن شمشیر خیلی خیلی بیشتر از مجال آنی برای تقکر بود براستی او کیست!

علی تنها یاور رسول الله:
نمونه های بسیار زیادی از حوادث و واکنش های احتمالی آن را میتوان در تاریخ یافت که خلاف این ادعاست.

1.داستان شبی که علی در بستر محمد خوابید:

علی جوانی بیست و اندی ساله چاق وقد کوتاهی (بخوانید خپل) به جای مرد میان سالی با قامتی متوسط و معمولی میخوابد تا دین اسلام را از گزند نابودی برهاند در حالی که پیامبرو ابوبکر به سمت مدینه رهسپارند  این دو هم از نظر قامت وهیکل شباهت بسیار داشتند هم سن وسال!در واقع با این تناسب عاقلانه بود که رسول الله اگر علاقه به علی و  نیاز به تدبرش  داشت ابوبکر را در بستر می گذاشت تا بمیرد و علی را با خود همراه می کرد!

چرا ابوبکر جان خود در خطر نندازد؟چرا علی در بستر بخوابد وبمیرد ولی پیامبر با تدبیر ابوبکر به راه دشوار خود ادامه دهد ؟


در تمام تاریخ صدر اسلام علی را نمی توانید فرا تر از بادی گارد برای رسول الله بینید.در عوض ابوبکر مردی مدبر سرد و گرم چشیده که بانی فتح باب های بسیاری در گسترش اسلام اولیه بوده.

حال انتخاب با شما خود را جای محمد بگذارید به مردی تند خو که به در نهج البلاغه  قول خودش عقایدش را بر روی شمشیرش حمل می کند فرصت همراهی  و مشورت میدادید یا مردی مدبر و فاضل به نام ابوبکر!

2.علی و غدیر خم :

 در کتب بسیاری مانند عایشه بعد از پیامبر هیچ نشانی از غدیر خم و امامت علی نیست! هر چند ذبیح الله منصوری توانایی کنترل احساسات شیعی خود را نداشت اما نتوانست متن کتاب را تا تایید این واقعه به لجن بکشاند ...در واقع در اکثر کتب و روایات اثری از این واقعه با این مضمون نیست!

1. باهم بررسی میکنیم: در اکثر منابع حاضران در این گرد همایی از 3000 نفر بیشترند.... با شماست قضاوت این نکته که یک نفر خائن به محمد و امامت دو نفرخائن .... باقی افراد حاضر در حج الوادع که حاضر بودن جان خود را در راه رسول الله بدهند!چطور این واقعه را آنچنان انکار می کردند که ابوبکر خلیفه شود؟!در واقع صدور این فرمان و انجام نشدنش با تعداد شاهدان واقعه و عصبیت شان روی فرامین الله تناقضی بس جدیست.




2. به این جمله معروف می رسیم:
من کنتم مولاهه فهذه علی مولاهه

در هیج جای این جمله اثری از خلافت و امامت نمی بینیم هر کس که من آقایش هستم پس این علی نیز آقایش هست! به واقع سخن در لفافه برای امری به این مهمی یعنی جانشینی وادامه حیات یک دین نوپا با عقل مغایرت دارد و از همه مهم تر با ذکاوت وموقعیت سنجی  آدمی هم چون محمد در حالی  که کلمه جانشین معنی  معادل نائب را در لغت عربی داراست!


3. سن علی : علی نهایتا 33 ساله بوده که با سنت ریش سفیدی اعراب باز هم مغایرت دارد علی بسیار جوانتر از آن است که خلیفه شود. در واقع آیین عرب دوران جهالت اجازه نمی دهد که جوانی به این سن و سال حکو مت را در دست بگیرد .  در آن روزگار این سخن که  او امام امت شود در مخیله علی هم نمی گنجید!


4. نماز آخر :نماز آخر پیمبر با امامت ابوبکر ادا شد یعنی پیامبر پشت ابوبکر و به پیش نمازی وی با خدایش صحبت نمود!


5.اگر علی با عثمان و ابوبکر وعمر مشکل داشت یا آن ها را بده کار به خود میدانست از فرط علاقه اسم فرزندانش را عثمان و ابوبکر و عمر نمی گذاشت!یا با دختر عمر ازدواج نمینمود!

آنچه دکتر شریعتی بر سرمان آورد /در خدمت و خیانت روشنفکری




آنچه امروز می خوانیم پیرامون افکار مردیست که نا خواسته یا خواسته جامعه ای را به انحطاط کشاند !بله دکتر علی شریعتی: مردی که با پوشاندن لباس زیبای عدالت،شادی و آزادی بر قامت اسلام عزیز زمینه را در اذهان عوام و خواص برای پیاده کردن تئوری جمهوری اسلامی ایران آماده نمود.علی شریعتی با آنکه در فرنگ درس خواند و دکتر شد فرا تر از آخوندکی کراواتی نبود!که همه مسایل را از فیلتر شیعه می گذراند.

شریعتی برای افکار جوان و انقلابی ایران نوید پدیده ای نو بود پناهگاهی به نام اسلام از این رو پیوسته میکوشید از دل اسلام تفکراتی مبتنی بر عدالت اجتماعی و اجتماع مرفه را بیرون بکشد که در ترویجش هم بسیار موفق بود . تا آن جا که حتی اقشار کمونیستی ایران هم فریفته ی آیات مساوات و اخوت قرآن شدند!

دکتر شریعتی را می توان به جد پایه گذار یا تکامل دهنده ی سبکی نوین و   ویرانگر به نام روشنفکری دینی نهاد!در واقع اگر ما علی شریعتی ، مرتضی مطهری یا جلال آل احمد (در اواخر عمرش) را روشنفکر به نامیم روشنفکری را به لجن کشانده ایم.

لازم نیست کتاب هایش را خوانده باشید فقط به اسامی بنگرید خود سخن میگویند:
فاطمه فاطمه است ، شیعه  ، ابوذر ، اسلام شناسی  !

اگر شریعتی و خمینی را در امتداد هم ندانیم بی انصافیست که حداقل به هم افزایی حاصل از تفکرات دکتر عزیزمان بر شستشوی مغزیی  که منتهی به انقلاب اسلامی  شده نیاندیشیم...

شاید اگر دکتر زنده می ماند امروز از تریبون عشق ولایت سخن میراند شاید هم در تبیعد فرنگ بود شاید....

از نظر این حقیر دکتر شریعتی را می توان تنها آخوندی کراواتی نامید که جملات رواشناسانه زیبایی دارد البته اگر چشم را بر روی مواردی این چنین ببندیم:

انیشتین:
ترجیح می دهم سوار دوچرخه باشم و به خدا فکر کنم تا در کلیسا و به دوچرخه!

شریعتی:
ترجیح میدهم با کفشهایم باشم و به خدا فکر کنم تا در مسجد و به کفشهایم!

قضاوت با شما!